تو را ديدم
تو را ديدم با ديگري كه گرم گفتگو بودي با او آهسته مي رفتي سرا پا محو او بودي
صدايت كردم به من چون بيگانه نگه كردي شكستي عهد ديرين را گنه كردي
چه شب ها را كه با ياد تو سحر كردم چه روزها را كه بيهوده به پاي تو هد ر كردم
گنه كردي گنه كردي گنهت را نمي بخشم همين بود آن صفا ها كه مي گفتي
همين بود آن وفا ها كه مي گفتي تو كه خودچنين بودي چرا روزم سيه كردي
گنه كردي گنه كردي گنهت را نمي بخشم
+ نوشته شده در ساعت   توسط دانی
|